تبلیغات
. - وحدت شیعه و سنی به قیمت خون ! قسمت اول (شهید شفیع پور)

وحدت شیعه و سنی به قیمت خون ! قسمت اول (شهید شفیع پور)

بسم رب الشهدا و الصدیقین

ضمن عرض سلام و ادب خدمت خوانندگان محترم سایت شهیدان صابرین

یاد می کنیم از شهدای سر افراز پیشگام در توسعه وحدت شیعه و سنی که با خون خودشون جدایی در بین این دو را غیر ممکن کردند .

مقدمه :
شاید تا قبل از شهادت این شهدا ، اختلاف نظر و دیدگاه طوایف مانع این وحدت میشد ، اما علتی که اکنون مانع ازهم گسیختگی این وحدت شده ، درهم آمیختن خون شهید سردار شوشتری و سردار محمد زاده و سران طوایف و علمای اهل تسنن حاضر در جلسه با همدیگر بود .
بیان هر قسمتی از رشادت های این شهدا از ابتدای زندگی تا زمان شهادت مستلزم تاسیس هزاران سایت و نوشتن میلیونها کتاب در مورد ایشان می باشد لیکن از این به بعد درمورد بعضی از این شهدا مطالبی را خدمتتان عرض می کنیم .

قسمت اول شهید فرشاد شفیع پور :

در خاطره قبلی ای که درمورد شهید حسین رضایی بود ، عرض کردیم که نام تکاور ، رنجر ، کماندو و چریک نامی نیست که با پوشیدن لباس آنها بتوانیم خود را بدین اسم بنامیم .
نامهای فوق نیازمند داشتن آمادگی جسمی و روحی بالا میباشد .
شهید فرشاد شفیع پور نیز یکی از کسانی هستند که از دوران نوجوانی ، پیشرفت خود را با چریک بودن شروع کردند .
ایشان متولد شهر خرم آباد بودند و از ابتدای انقلاب در عرصه های مختلف مبارزه با گروهکهای معاند اول انقلاب فعالیت می کردند.


شهید شفیع پور در دوران نوجوانی

در واقع اهمیت خدمت به اسلام، ایشان را مشتاق به خدمت در این عرصه نموده بود و علیرغم سن کم ، جان خودشان را دردست گرفتند و از همان دوران نوجوانی به مبارزه با گروهک های معاند و ضد انقلاب غرب کشور می پرداختند .
ایشان هوش اطلاعاتی بسیار خوبی داشتند .
یکی از دوستان تعریف میکنند : در اردویی در کویر کاشان مشغول پیاده روی بودیم.
ایشان در طول حرکت در کویر نکات جالب و جدیدی را به بچه ها میگفتند ؛ در حین حرکت در آن مسیر بچه ها به یک موتوری برخوردند جلوی آنرا میگیرند و از او پرس و جو می کنند ، او که خودش را بومی این منطقه معرفی کرده بود بعد از سوال جواب هایی با آن موتوری خدا حافظی میکنند ؛ شهید شفیع پور از بچه ها میپرسند چرا ایشون رو آزاد کردید؟
بچه ها گفتند چطور ؟ آقا فرشاد گفتند : سیگاری که آن موتوری میکشید سیگار این منطقه نیست و مردم این منطقه محروم هستند ولی کفش کتانی ای که پای این مرد بود کفش اسپورت و گران قیمتی بود ... نباید به این سادگی اورا ول میکردید ... !

شم اطلاعاتی واژه ای هست که مفهوم آن در شهید فرشاد شفیع پور تجلی پیدا می کند بطوری که اولین فرمانده یگان ویژه صابرین مدتی پیش می گفتند شهید شفیع پور یک فرمانده لشگر بود و می توانستیم با خیال راحت یک لشگر را به او بسپاریم ...


سردار سرتیپ دوم پاسدار شهید فرشاد (مهدی) شفیع پور


این شهید والا مقام ضمن اینکه از نظر اطلاعاتی توان بسیاری داشتند معلم خوبی نیز در موضوعات اطلاعاتی بودند در همین رابطه خاطره ای رو بیان می کنیم از  آموزش اطلاعاتی این شهید:
در دوره یکم صابرین بزرگترین ستون کشی تاریخ نیروهای مسلح ایران (قبل یا بعد انقلاب) توسط صابرین به ارتفاعات توچال انجام شد.
در این ستون کشی شهید شفیع پور و جناب سرهنگ (و.ج) که مسئولیت بخشی از مربیگری و آموزش نیروهای دوره یکم صابرین رو به عهده داشتند سعی می کنند درس اطلاعاتی و فراموش نشدنی خاصی رو به بچه های صابرین بدهند.
به همین جهت این دو عزیز ضمن پوشیدن لباس مبدل زنانه ، اقدام به جلب نظر نیروها می کنند و با اینکار بدنبال فریب نیروها و بهم خوردن تمرکز شان در انجام ماموریتهای محموله شان می شوند .
 این جریان دقایقی طول کشید که ناگهان

سرداران شهید : شوشتری ، شفیع پور ، نوزاد ، زلفی

این دو عزیز از زیر مانتو های خودشون سلاح کلاشینکف را بیرون آوردند و همه بچه ها را با تیر مشقی دقایقی به رگبار می بندند !
و همه بچه ها ناگهان زمین گیر میشوند و سپس این شهید به نزدیکی بچه ها می آیند و میگویند :  ضد انقلاب در غرب همین گونه عمل میکند ...
و این درسی شد برای هزار مطلب دیگر ...

------------(پاورقی خودمونی برای آنانکه شبکشون روی بیسیم ما تنظیمه ... )----------------
مدتی پیش میگفتند ارتش امریکا در افغانستان و عراق بوسیله برهنه شدن تفنگ داران زن اقدام به اغفال نیروهای مقابل میکردند و بدین وسیله به اهداف خود میرسیدند و بعضی در ایران میگفتند که این موضوع شاید برای ما هم اتفاق بیفتد و... ؛ حال آنکه دشمنان بدانند نیروهای متعهد و پاسدار خون شهدا اعم از سپاه و ارتش زیر دست اساتیدی چون شهید شفیع پور آموزش دیدند و یاد گرفته اند که درصورت مشاهده چنین اقدامات مشکوکی چگونه برخورد بکنند ... !
خودمونی تر : همین حالا یادم اومد همون زمونا از شهید موسوی پرسیدم در چنین حالتی سید تو باشی چیکار میکنی؟
گفت : با یک تیر حلالش میکنم    :-))                  «مثال ذبح کردن یک حیوان »
-------------------------------------------------------------------

از دیگر مسائلی که میتوان درمورد این شهید والا مقام بیان کرد توان وصف ناپذیر ایشان در مدیریت تاکتیکی عملیاتها بود .
تاکتیک یعنی هنر جنگیدن که شامل قسمتهای مختلفی میباشد (بطور مثال تبدیل تهدید به فرصت ، یا استفاده درست از عوارض طبیعی زمین برای بهره مندی بهتر در عملیات ها یا غافلگیری دشمن )
در یکی از سالها در یکی از عملیاتها در یکی از نقاط فوق حساس و بشدت خطرناک کشور ، شهید شفیع پور با مدیریت بسیار خوب خود بدون اینکه عناصر و نیروهای گروهک های تروریستی منطقه متوجه شده باشند توانستند نیروهای صابرین را به منطقه ای ببرند که تاکنون هیچ یک از نیروهای مسلح بعد از انقلاب به آن منطقه نرفته بود و این کار بدون اینکه کسی زخمی یا شهید بشود صورت پذیرفت ؛ که در نتیجه توانستند منطقه را مورد شناسایی 100٪ قرار دهند و در عملیاتی به آنان ضربه مهلکی وارد نمایند .
به قول یکی از فرمانده هان ارشد سپاه این عمل شهید شفیع پور بیشتر به یک معجزه شبیه بود که نشان از مدیریت فوق العاده تاکتیکی این استاد شهید دارد .



یکی دیگر از این اقدامات اعجاب انگیز شهید شفیع پور در سال 87 در درگیری با عبدالمالک ریگی بود که بخاطر کمین فوق العاده و دقیقی که توسط شهید شفیع پور طراحی و به اجرا درآمد بود ، ریگی در منطقه زمین گیر شد و درهمین رابطه مسئول اطلاعات و عملیات عبد المالک ریگی به نام یونسی را تکاوران زبده یگان صابرین به درک واصل نمودند که این مسئله موجب تحسین خیلی از فرماندهان آن زمان شده بود ...
===============================


پایان قسمت اول



شادی روح شهید فرشاد شفیع پور و همه دیگر شهدای وحدت صلوات ختم کنید



تهیه و تنظیم : گروه فرهنگی نازعات


-------------------------------------------------
چند نکته :

1- به دلیل اینکه تهیه هر مطلب مدت زیادی طول میکشد و هرمطلب باید چندین بار مورد بررسی قرار بگیرد شاید ارائه قسمت ها به مرور زمان منتشر شود ، لذا لطفا صبور باشید.
2- شاید بین هر قسمت تا قسمت بعدی مطالب دیگری نیز منتشر شود .
3- با ارائه نظرات خود ما را سرافراز فرمایید.
4- به جهت انتشار رشادتها و دلیری های شهدای یگان صابرین ، به دوستان خود هم پیگیری مطالب این سایت را پیشنهاد بفرمایید.
5- عدم شرح و بیان کردن بیشتر اطلاعات در مطالب بیان شده موجب جسارت به خوانندگان محترم نمیباشد لیکن از همه شما عزیزان پوزش میطلبیم.
6- ضمن تشکر از همرزمانی که با انتشار مطالب شهدا - منبع را ذکر میکنند ، به دیگران بیان میکنیم انتشار مطالب بدون ذکر منبع شرعا حرام می باشد .
نظرات مطلب
  1. سلام
    پیامتون رو الان دیدم
    در خصوص شهید وطنی که گفتید جزو شهدای صابرین نیستند اولا تا از چیزی مطلع نیستید اظهار نظر نکنید
    ثانیا اگه خواستید تماس بگیرید 09159096875
    ثالثا از خود فرزند شهید شفیع پور که مدعی ارتباط با ایشان هستید در خصوص شهید وطنی بپرسید!

    شما پدر کشتگی ندارید!
    فقط فکر میکنید خیلی میدونید!

    به یاد شهدای فراموش شده صابرین
    شهید علی اصغر علامت و حسن علی برزگر و فرشاد قاسمی و وحید وطنی و...

    • :-)
      برادر بنده 14 سال سابقه خدمت در یگان ویژه صابرین رو دارم . احتمال داره خیلی چیزا رو ندونم :-)
      آقا مهدی هم سرور ماست ...
      همه شهدا عزیز هستن و توی پوستری هم تصویر همه شهدای صابرین تا سال 88 رو درست کردیم و شهید وطنی هم توی اون تصویر هستند.
      اما شهید وحید وطنی عزیز ، نیروی یگان ویژه صابرین (یگان ویژه صابرین نه نیروی صابرین) نبودند ، البته ایشون نیروی صابرین هستند و ما خدمتشون ارادت داشته و داریم ...
      شهید وطنی عزیز که از صابرین مشهد بودن توی سال 78 فکر کنم (یادم الان نیست هجدهم ماه بود یا نوزدهم )تشریف اوردن کمک توی درگیری ای که با عبدمالک ریگی بود و توی ماجرای اون روز اگر اشتباه نکنم از ناحیه گردن به درجه رفیع شهادت نائل شدند.
      در خصوص شهید علامت و شهید برزگر هم همینطور ما به همشون ارادت داریم ....
      هیچ شهیدی هم فراموش شده نیست اما این وبلاگ مربوط هست به شهدای یگان ویژه صابرین و نه شهدای نیروی صابرین (بد نیست کسی وقت بکنه و وبلاگ یا سایتی برای شهدای نیروی صابرین هم بزنه)
      لبخند بزن برادر

  2. یوسف دادگر

    سلام ممنونم عزیز. خودمم میدونم برادرم سپاه که کل خونوادم سپاهین و پدر و برادرم ترور شدن. یعنی حتی به منم اعتماد نمیکنن؟
    ای بابا من واسه مبارزه درست شدم کاش منو امتحان میکردن و دو تا ماموریت بهم میدادن بعد اینو میگفتن.
    هیچ راهی نداره تو این گروه باشی ؟ حتی با پارتی؟

  3. یوسف دادگر

    سلام در استخدامی صابرین سپاه سنی یا شیعه مد نظر گرفته میشه یا نه؟
    یعنی انکان داره سنی راه ندن؟
    من هم کردم و هم سنی خیلی هم علاقه دارم. میشه راهنماییم کنین. ممنون

    • سلام
      خدا شما سنی ها رو برای ما نگه داره. براساس فرموده آیت الله فاطمی نیا اگر متون سنی ها نبود شیعه و متون آن حفظ نمی شد.
      خدا حفظتون کنه.
      بـرادر جان ، یگان صابرین خیر ولی سپاه استانتون امکان این موضوع رو فکر میکنم باشه.
      امیدواریم شمارو توی لباس سبز سپاه ببینیم.
      موفق باشید
      الله یحفظکم

  4. گمنام

    19/9/1389ساعت 3/16دقیقه بامداد منزل فرشاد شفیع پور
    بیا ازخان وازخانی بگویم
    بیا ازرسم میهمانی بگویم
    شدم دعوت شبی ازسوی فرشاد
    ازآن میهمانی آنی بگویم
    بود یادش همیشه دردل من
    بیا ازمجلس وبانی بگویم
    چودیدم سفره شام شبش را
    ازآنیکه نمی دانی بگویم
    خورشت بامیه؛ گوشت شکاری
    من ازاین شام روحانی بگویم
    زهرسویک نفربنشسته بودند
    زمحمودی وآن ثانی بگویم
    یلی ؛اکبر؛حمید راسخیان
    زآنانی که خواهانی بگویم
    علی آقا وداودکمالی
    زخوردنهای طوفانی بگویم
    عجب جائی ؛عجب چایی ؛چه شامی
    ازآن گپهای طولانی بگویم
    زشعراکبروطنزکلکها
    زآن شبهای تهرانی بگویم
    (وحیدا)گوبه فرهاد شفیع پور
    بیاازخان وازخانی بگویم
    ولی جدی جدی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    به یاد شهدای فراموش شده صابرین!!!!!!!
    سروده شهید وحید رضا وطنی

    • سلام برادر ، خواهر ، عزیز محترم
      شهید وحید رضا وطنی نیروی یگان ویژه صابرین نیروی زمینی سپاه نبوده اند
      وگرنه ما که پدر کشتگی نداریم که از شهیدی نام نبریم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
      لطفا اینگونه مارو مورد خطاب قرار ندهید!!!!!!!!

  5. گمنام

    به تن کرده لباس عامیانه
    برفتیم سوی آن نیلوفرانه
    درآنجا وضعمان جوردگربود
    سروکارهمه با یکدگربود
    شفیع پورآمدوبرما سخن گفت
    به ما تازید واین گونه برآشفت
    حکومت درسرآب ایل گونه باشد
    بود خانی وخان اینگونه باشد
    سپس بادی به قب قب دادوگفتا
    من اینجا خان ایل هستم شگفتا
    رعیت تابع خاخان باشد
    هرآنچه من بگویم آن باشد
    به دستورم همینک جارگردد
    ازاین پس حاج یلی دهدارگردد
    کمالی درکمال آباد باشد
    حسینی درحسین آباد باشد
    حسینی کدخدای سید آباد
    چه پستی دارد وحالش چطوره
    ازان روزی که اومیراب گشته
    شکسته گردنش بی خواب گشته
    چه گویی آه آن دلهای خسته
    اجابت گشته وبرما نشسته
    بله جانم هرآنکس درجماعت
    شودشیخ وکند برما امامت
    بیندازد به دوششن یک ملافه
    شود زور وکند ما راکلافه
    هرآنچه برسرش آید روانیست
    شما راجان شلغم این بلانیست؟
    خلاصه چند روزی ما درآنجا
    صفا کردیم وشوخیهای بیجا
    زآب بازی وآب دادن گرفته
    وبعضی تک زدن های نهفته
    ولی جادارد این راهم بگویم
    ازاین رو واقعیت را بجویم
    کنارساحل نیلوفرانه
    شنا آموختم من جاودانه
    به یاد شهدای فراموش شده صابرین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    سروده شهید وحید رضا وطنی!!!!!!!!!
    جهت اطلاع:
    صابرین شهید دیگری هم به نام فرشاد داره ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    دوره صابرین یک یادتونه!!!!!!!!!!!!
    اصلا بودید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    یادش بخیر عجب بچه باصفایی بود فرشاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    به قول خود شهید وطنی:
    عروج عاشقانی همچو فرشاد
    به اهداف من عاصی جهت داد
    خدایا عاشقم عاشقترم کن
    ترحم بر من و چشم ترم کن
    طبیبا آرزویم را روا کن
    شهادت را به بیمارت دوا کن
    !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    به یاد شهید فرشاد ...!!!!!
    اصلا فامیلش رو یادتونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • سردار شهید فرشاد شقیع پور رو همه میشناسن
      چندین پست درمورد ایشون هم هست
      با پسر بزرگوارشون مهدی هم ارتباط داریم!
      برادر، خواهر چرا فکر میکنید و یکجوری القاء میکنید که این وبلاگ با مخاطبانش صادق نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
      اگر تصور میکنید لازم به صحبت تلفنی هست بفرمایید خدمتتان تلفنی عرض کنیم!

  6. گمنام

    به تن کرده لباس عامیانه
    برفتیم سوی آن نیلوفرانه
    درآنجا وضعمان جوردگربود
    سروکارهمه با یکدگربود
    شفیع پورآمدوبرما سخن گفت
    به ما تازید واین گونه برآشفت
    حکومت درسرآب ایل گونه باشد
    بود خانی وخان اینگونه باشد
    سپس بادی به قب قب دادوگفتا
    من اینجا خان ایل هستم شگفتا
    رعیت تابع خاخان باشد
    هرآنچه من بگویم آن باشد
    به دستورم همینک جارگردد
    ازاین پس حاج یلی دهدارگردد
    کمالی درکمال آباد باشد
    حسینی درحسین آباد باشد
    حسینی کدخدای سید آباد
    چه پستی دارد وحالش چطوره
    ازان روزی که اومیراب گشته
    شکسته گردنش بی خواب گشته
    چه گویی آه آن دلهای خسته
    اجابت گشته وبرما نشسته
    بله جانم هرآنکس درجماعت
    شودشیخ وکند برما امامت
    بیندازد به دوششن یک ملافه
    شود زور وکند ما راکلافه
    هرآنچه برسرش آید روانیست
    شما راجان شلغم این بلانیست؟
    خلاصه چند روزی ما درآنجا
    صفا کردیم وشوخیهای بیجا
    زآب بازی وآب دادن گرفته
    وبعضی تک زدن های نهفته
    ولی جادارد این راهم بگویم
    ازاین رو واقعیت را بجویم
    کنارساحل نیلوفرانه
    شنا آموختم من جاودانه
    به یاد شهدای فراموش شده صابرین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    سروده شهید وحید رضا وطنی!!!!!!!!!
    جهت اطلاع:
    صابرین شهید دیگری هم به نام فرشاد داره ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    دوره صابرین یک یادتونه!!!!!!!!!!!!
    اصلا بودید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    یادش بخیر عجب بچه باصفایی بود فرشاد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    به قول خود شهید وطنی:
    عروج عاشقانی همچو فرشاد
    به اهداف من عاصی جهت داد
    خدایا عاشقم عاشقترم کن
    ترحم بر من و چشم ترم کن
    طبیبا آرزویم را روا کن
    شهادت را به بیمارت دوا کن
    !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    به یاد شهید فرشاد ...!!!!!
    اصلا فامیلش رو یادتونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  7. علی رضا

    با سلام

    حاجی میشه این عکش شهید شفیع پور رو بدون واتر مارک با اندازه اصلی در اختیارم بذاری
    http://s1.picofile.com/file/7575435799/DSC340024.jpg

  8. همسنگر بسیجی

    سلام


    جانباز شهید گمنام محمدعلی (امیر)مومن کیایی هم در نهایت غربت شهید شد

    یاحسین

  9. سرباز گمنام

    یه موقع از ما می پرسند یگان صابرین چیه و چیکار می کنند چگونه جواب صحیح و کاملی به آنها دهیم

  10. حسن سبحانی مجد

    زخم گلوی حسین چشمه خون خداست

    خون خدا را فقط ذات خدا خونبهاست

    آنکه ز خون گلو داده به قرآن حیات

    کشتة او را اگر کشته بخوانی خطاست

    مصحف آیات نور پیکر صد چاک اوست

    آینه حسن او آن سر از تن جداست

    ما همه ذریّه ایم سلسله عشق را

    طینت ما شعله ای از عطش کربلاست

    شیعه ز باران اشک می کند ایجاد سیل

    شیعه به دریای خون طالب خون خداست

    شیعه حیات ابد از دم شمشیر یافت

    شیعه به اوج عطش تشنة جام بلاست

    شور که شد با شعور، شور حسینی شود

    گریة با معرفت، معرفت کبریاست

    بزم وصال حسین در دل دریای خون

    سیر عروج حسین از سر نی تا خداست

    زخم جوانان او خندة فتح است و بس

    خون علی اصغرش خون همه انبیاست

    هر نی نیزار عشق فاش ندا می دهد

    هر که حسینی بود، رگ رگ او نینواست

    گریه "میثم" خورد آب ز خون حسین

    فانی معراج خون، ساقی بزم بقاست


    به اطلاع عاشقان سالار شهیدان امام حسین علیه السلام می رساند

    مراسم روضه در بیت الحسین و بیت العباس کرمان ،

    موقوفه حاج ماشاءالله خدادادپور کرمانی

    برگزار می گردد.


    این عزاداری به مدت 18 روز برقرار می باشد.


    زمان : سه شنبه 14 آذرماه 1391

    بعد از ظهر از ساعت 14 تا نماز مغرب و عشا


    مکان : کرمان ، خیابان خورشید ، خیابان حافظ ، روبروی مسجدالرضا علیه السلام ، کوچه 2

    و یا بلوار جهاد ، خیابان مولوی ، کوچه 7

  11. رضا

    سلام ببخشید کسی برای دید چشم

    اطلاع داشت ؟ ؟ ؟

  12. تواب

    سلام
    من کم پیدا شدم ؟ بی خیااااااااال
    من ن ن ن ؟ نه واقعا م ن ن ن ن ؟
    خداییش هستم ! یحتمل محتمل میدانم شما دکمه ی تایید پست را همینگونه میزنید و میروید پژاک کشی ! برای همین است که آمار مرا ندارید !!!
    نه خداییش اصلا نمیتونم دل بکنم از اینجا ! ولی یه یک هفته ای جای همه تون خالی رفتیم کشاورزی کمک دست پدر ! پیرمان جلوی چشمان مان سلام مان دادو برفت !
    ولی شما به ما لطف داشته دارید و انشالله خواهید داشت ، قلب ما اسیر دستان شماست !

    مخلص خودت ! دوستات ! دوست دوستات، بازم دوست دوست دوستات و اینا !

    یا حق

  13. mahdi

    سلام
    التماس دعا
    امیوارم موفق و پیروز باشید

  14. رها20012

    بیمار غیر شربت اشک روان نداشت
    بودش هزار درد و توان بیان نداشت
    دانی چرا ز آل پیمبر کشید دست
    نقشی دگر به کار ستم آسمان نداشت
    تنها زمین نداشت به سر دست از فلک
    پایی به عزم پیش‌نهادن، زمان نداشت
    یکسر به خاک ریخت گل و غنچه، شاخ و برگ
    آمد ولی زباغ نصیبی خزان نداشت
    دانی به کربلا ز چه او را عدو نکشت
    تا کوفه زنده ماندن او را گمان نداشت
    از تب زبس که ضعف بر او چیره گشته بود
    می‌خواست بگذرد ز سر جان، توان نداشت
    یک آسمان ستاره به ماه رخش ز اشک
    می‌رفت، یک ستاره به هفت آسمان نداشت
    در ترکش دلش که دو صد تیر آه بود
    می‌برد و غیر قامت زینب کمان نداشت

  15. تواب

    سلام بر شهدا و امام شهدا و سیدالشهدا

    سردار عزیز شفیع پور بزرگوار ... مدتی پیش شنیده بودیم همسرتون کسالتی دارند و باید همه دوستداران راه رسول الله و علی ولی الله ، دست به دعا بردارند ... یادم هست در شب های قدر بود که در یاد همسرتان بودم ... یاده شهید همت ناخوداگاه افتادم ... وقتیکه شهید شده بود و بچه ش در تب میسوخت لیکن با قولی که به همسرشون داده بودند باعث تبدیل آتش ابراهیم به گلستان شد و بچه حالش خوب شد ...

    با خودم میگفتم جدا من حقیر فقیر روسیاه گنه کار اصلا در حدی هستم بتونم از خدا تقاضای شفای همسر شخصی رو بنمایم که بزرگترین افتخار خدا نصیب ش شده ؟
    خجالت کشیدم ... ولی با همون روی خجالت زده باز خجالت کشیدم که حداقل کمی پا در جای پای راه شما و دوستان تون نگذارم که : ام یجیب المظطر اذا دعاه ....

    گناهکاریم ... ولی شفیع ما باش

    یا حق

    • برادر کم پیدا شدید
      هر زمان نظر شما رو در وبلاگ هر کدوم از دوستان گروه دیدند از اینکه آمدید خوشحال شدند...
      بیشتر به ما سر بزنید
      یاعلی

  16. تواب

    سلام
    خدائیش http://static.mihanblog.com//public/rte/images_new/smiles/6.gif

    یعنی کارت http://static.mihanblog.com//public/rte/images_new/smiles/41.gif

    یعنی ایول http://static.mihanblog.com//public/rte/images_new/smiles/53.gif

  17. شهیده

    سلام
    ایکاش یادم نرود امنیت کشورم را مدیون خون شهدا و جانفشانی رزمندگان اسلام و جانبازانی هستم که همه دغدغه شان محافظت از آب و خاک این کشور است .

    امشب وقتی وارد این وبلاگ شدم و دوباره مطلب پاورقی را خواندم به یاد جانباز 100 درصد “سید نورخدا موسوی منفرد” افتادم ، جانبازی که سه سال است در حالت کما همینطور خیره به سقف اتاق می نگرد .....
    http://shahidasadii.blogfa.com/post/10

    چه جوابی در قبال این همه جانفشانی ها داریم ؟

  18. فاطمه

    سلام
    وبلاگ زیبایی دارید
    از شما دعوت می کنم به کلبه منم سر بزنید
    من حاجتم شکفتن لبخند رهبر است...

  19. سائل الزهرا

    سلاام
    ایول عجب مطلبی
    ما همه سرباز توایم خامنه ای
    گوش به فرمان توایم خامنه ای
    یا مهدی

  20. اتاق سی

    سلام / خیلی زیبا و جالب بود استفاده کردیم

  21. سرباز گمنام

    شعر بچه ایرانی تومهد کودکها:
    پهپاد رفته عکس بیاره ... سپاه طاقت نداره ... روی هوا روی زمین اونو به دست میاره... (با لحن خونه مادر بزرگه)

فرم ارسال نظر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
نمایش نظرات 1 تا 30

شهادت هنر مردان خداست.

درباره سایت
آخرین عناوین
امکانات سایت