تبلیغات
. - یاد شهید خلبان علی صیادی گرامی باد

یاد شهید خلبان علی صیادی گرامی باد


بسم رب الشهداء و الصدیقین

سلام عرض میکنیم خدمت شما خوانندگان محترم وبلاگ شهیدان صابرین
امروز تلاش داریم به بخشی از زندگی شهید علی صیادی بپردازیم.

شهید علی صیادی در 18 رمضان (شهریور) 1357 در خانواده مذهبی در شهر لنگرود به دنیا آمدند . از همان ابتدای نوجوانی با اسلام و قرآن مأنوس بود تا اینکه با ورود به فضای بزرگتر جامعه در جهت تکامل و اهداف مقدس که یکی از آنها شهادت بود تلاش می کرد . در تاریخ 74/4/1 وارد سپاه پاسداران شد و در لشکر 16 قدس گیلان مشغول به خدمت گردید و سپس در تاریخ 76/12/13 به صورت داوطلب وارد یگان ویژه صابرین نیروی زمینی سپاه پاسداران تهران شدند و پس از گذراندن دوره های ویژه خلبانی پاراگلایدر ، پاراموتور و کایت موتوردار در مجموعه هوایی این یگان مشغول به تدریس و خدمت شدند.
 

شهید صیادی خصوصیات ویژه و پسندیده ای داشتند که در اینجا به برخی از آنها اشاره خواهیم نمود :

1- هر کسی چند روز با ایشان معاشرت می کرد خیلی زود متوجه می شد که ایشان اهل این دنیا نیست و بزودی رفتنی هست و این رفتن نه به مرگ طبیعی بلکه به صورت شهادت خواهد بود ...

2- ایشان اعتقاد عجیبی به دعای عهد داشتند و نه هر هفته بلکه هر روز این دعا را با توسل و توجه میخواندند...

3- احادیث بسیاری در مورد غسل جمعه میباشد که به برخی از آنها اینجا اشاره میکنیم :

حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند :

هر کس غسل جمعه کند گناهانش آمرزیده میشود تماماً و به هر قدمی که بر می دارد از برای غسل جمعه ، بیست حسنه برایش نوشته می شود و در جایی دیگر می فرمایند:
هر کس موفق شود چهل جمعه پشت سر هم غسل کند بدنش در قبر نخواهد پوسید.

حضرت امام علی (علیه السلام ) فرمودند :

اگر کسی غسل جمعه را ترک کند او در هم و غم خواهد بود تا جمعه دیگر.

ونیز فرموده اند : غسل جمعه واجب است بر هر مسلمان.

حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) نیز درچند منبر فرمودند :

× غسل جمعه پاک کننده وکفارۀ گناهان است میان دو جمعه.

× غسل کن روز جمعه، مگر آن که مریض باشی که بترسی بر خودت.

× هر کس عمداً غسل جمعه را ترک کند باید استغفار نماید.

×
غسل جمعه بر هر مرد و زنی چه آزاد باشد چه بنده ، واجب است .

× وقت غسل جمعه قبل از ظهر بهتر است وهر چه به زوال ظهر نزدیکتر باشد افضل تر است.

×
اگر روز جمعه گذشت روز شنبه قضاء کند واگر روز پنج شنبه رسید ومی ترسد روز جمعه دسترسی به آب پیدا نکند،روز پنج شنبه غسل را بجا آورد .
...

این شهید والا مقام نیز باتوجه به فضیلتهای بسیار زیاد این عمل ، باتوجه به انجام غسل جمعه مکررا دقت می ورزیدند که به گفته بعضی حتی در مهمانی هم این عملشان ترک نمی شد .

4- شهید صیادی به امر به معروف بسیار توجه داشتند لیکن ا
مر به معروف و نهی از منکر را مستقیما انجام نمی دادند بلکه با مثالها و انجام عمل صحیح توسط خودشان آن معروف و ترک منکر را توصیه می نمودند ....

5- همیشه در همه احوال شکرگزار خداوند بود و جلوی کفرگویی را به هر نحوی می گرفت

6- از غیبت کردن به شدت تنفر داشت و به نماز اول وقت نیز بسیار اهمیت می داد .

7- ایشان به خانواده خیلی اهمیت می داد در همین رابطه یکی ازهمکارانشان تعریف میکند : ایشان وقتی به خواستگاری رفتند کاملا باصداقت و دقیق داشته ها و نداشته هایشان را بیان کردند و به هیچ وجه از چیزی نگفتند که شاید روزی به آن برسند...
بطور کلی باهمسر کاملا صادق و با خانواده خود نیز بسیار مهربان بودند.


8- ایشان با دوستان نیز مهربان و صمیمی بود البته در کارهایشان بسیار جدی و مصمم بودند ولی این باعث عدم خوشرو و خوش اخلاقیشان نمیشد

9- علی آقا همیشه در کارها به ائمه ی اطهار (ع) متوسل می شدند و همواره به دوستان سفارش می کرد که کارتان برای خدا باشد .

10 - بعضی مواقع امام جماعت گردان بود و همه بچه ها هم ایشان رو قبولش داشتند .

11- همواره الگوی زندگیشان را حضرت علی (ع) ، شهید همت ، شهید چمران و دیگر بزرگان قرار داده بودند .

12- چهره شهید علی صیادی نورانیت خاصی همراه با آرامش و محبت داشتند

13- صبر بسیار عجیبی داشتند بقول بعضی از همکاران صبر ایشان بعضی وقتها مارا هم خسته میکرد او نه تنها صبور بود بلکه سنگ صبور بسیاری خوبی نیز برای دوستان و همکارانشان بودند .

14- شاگردانشان می گویند : ایشان به گونه ای رفتار نمی کردند که ما احساس کنیم او استاد است و ما شاگرد !
بسیار با ما صمیمی بودند و ما فقط اصول خلبانی را از او یاد نگرفتیم . بلکه درس زندگی را هم به ما می داد .

15- همسر ایشان که خود خواهر شهید احمد رضا رنجبر هستند اینگونه تعریف می کند که ماه رمضان کمی زودتر از سحری خوردن بر می خواست و به نماز خواندن می پرداخت و جو خانه طوری می شد که ما هم پشت سر او نماز می خواندیم و چه فضای روحانی و لذت بخشی بود ...

16- ایشان وقتی سوره حمد را می خواند اغلب اشک از چشمانش سرازیر می شد و همیشه به همسرشان می گفتند : خوشا به حال شما که خواهر شهید هستی . می توانی او را واسطه قرار دهی و حوائج قلبی ات را از خدا بخواهی .

17- علی آقا چند صباحی در خود فرو رفته بودند . یکی از دوستان از علی پرسیده بود : از ما ناراحتی ؟ از ما دلگیری ؟ او در جواب گفته بود : اگر در خواب به تو بگویند که نمی خواهی خودت را آماده کنی ، وقت رفتن است ، برای آماده شدن شب زنده داری نیاز است چه حالی داشتی ؟

18- شهید صیادی همیشه بر سر سفره غذا دعای سفره را میخواندند ؛ نه تنها آرام بلکه بلند به گونه ای که دیگران نیز خودبه خود این دعا را هم با ایشان زمزمه میکردند ... !

19- نماز شب این شهید در سالهای آخر به ندرت ترک میشد

20- دوستی تعریف میکنند این شهید بسیار به حضرت زهرا (سلام الله علیها) ارادت داشتند بطوری که بعضی وقتها که شهید باخودشان تنها میشدند دست به پهلو میگرفتند و روضه هایی را زمزمه میکردند .


21- اغلب دوستان علی صیادی اذعان میکنند همواره اینشان دائم الذکر بودند .

22- ایشان در ماموریتها نه تنها بار خودشون اعم از کوله و جلیقه و سلاح و... رو به دوش میکشیدند ؛ بلکه به دیگران هم کمک میکردند و بار دیگر همرزمانشان را نیز درصورت لزوم بر می داشتند ... !

23- ایشان بشدت درمورد بیت المال سخت گیر بودند و بسیار این موضوع را رعایت میکردند ...

24- شهید علی صیادی نه تنها خلبان بسیار خوبی بود بلکه در عرصه عملیاتهای زمینی نیز تکاور نترس و دلیری بودند ...

خوانندگان گرامی !

اینهمه صفات نیک از یک انسان به ظاهر معمولی کافی نیست تا خداوند متعال او را به آغوش خود ببرد؟

(قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ)



چند خاطره

یکی از دوستان و هم رزمان شهید میگوید :
ایشان بسیار آرزوی شهادت داشتند ؛ چند روز قبل از شهادتشان ، علی آقا پیش سید (یکی از خدام جمکران) رفته بود و گفته بودند: آقا سید این هفته که قم رفتی برام دعا کن . دعا کن تا شهید بشوم . سید به او گفته بود: تو هنوز جوانی. اول خدمت، بعد شهادت. ولی علی آقا جواب داده بود که از حضرت معصومه (ص) و امام زمان (ص) بخواه تا شهید شوم. از این دنیا خسته شده ام!

شهید سید محمود موسوی
در زمان شهادت این شهید به یکی از اقوام و همکارانشان گفته بودند:
... علی وقتی میخواست بره سوار وسیله بشه آمد پیش من و ازم خداحافظی کرد ، گفتم کجا به سلامتی؟ گفت پرواز دارم !
گفتم خوب میری انشالله به سلامتی میای و برمیگردی . گفت نه من برم بالا شهید میشم برنمیگردم .
شهید موسوی گفت : نه ایشان الله برمیگردی و ایشان رو بدرقه کردند و طولی نگذشت که خبر دادند علی صیادی شهید شده ...

یکی دیگر از همکاران این شهید والا مقام نیز تعریف میکنند :
دریکی از اردوها که به مجموعه حیدر کرار رفته بودیم ، تویوتای ما بسیار کثیف شده بود . با علی آقا قرار گذاشتیم بریم بالای رودخانه ماشین رو بشوریم. اونجا که رسیدیم من از یک درخت سیبی ک مال ظاهرا یک باغ بود یک سیب کندم و اصلا والبته سهوا به این موضوع توجه نداشتم که شاید صاحب باغ راضی نباشد ، به علی آقا تعارف کردم ولی ایشان نگرفت من هم آن زمان متوجه نشدم جریان چه بود و بعدا فهمیدم ...      علی آقا خیلی به حلال و حرام دقت داشتند .

همرزمان شهید علی صیادی تعداد کل ساعات پرواز ایشان را جمع بسته اند و به عدد (110) رسیده اند که در حروف ابجد برابر با نام مقدس امام علی (علیه السلام ) است.


ایشان به همسرشان گفته بودند که شهادت من در آسمان خواهد بود چرا که در آنجا احساس می کنم به خدا نزدیک ترم

و به خودمون نگاه کنیم و از خودمون بپرسیم که آیا انسان میتواند نحوه شهادت را از خدا بخواهد و به همان هم برسد؟


آری وقتی روح انسانی بزرگ و بزرگتر می شود و به کمال نیز نزدیکتر می گردد ، این دنیای فانی دیگر تحمل چنین فرد آسمانی را ندارد و زمین احساس سنگینی می کند و او را تحویل ملکوت اعلا می دهد چرا که تمامی اشرف مخلوقات اصل جایگاهش آنجاست.

بدین گونه شهید علی صیادی پس از سی سال نجوای خدا خواهی که شش سال آن با خدمت صادقانه هم همراه بود در صبح روز پنجشنبه 86/3/23 به همراه هم رزم خود شهید مهدی ایثاری در هنگام تمرین قبل از عملیات با وسیله پاراگلایدر به دلیل گیر کردن چتر فرود با موتور وسیله شربت شهادت را نوشید و به دیدار مادر خلقت حضرت زهرا (سلام الله علیها ) شتافت .

«اللهم الرزقنا توفیق الشهادة »


تهیه و تنظیم : خادم الشهدا (شهیده)


-----------------------------------

ضمن عرض ادب و احترام خدمت شما خوانندگان محترم وبلاگ ، به دلیل نقص فنی در هارد محتوی عکس شهدا متاسفانه عکسهای بیشتری رو که برای این مطلب آماده کرده بودیم  فعلا در دسترس نیست که انشالله در فرصت بعدی خدمتتان ارائه خواهیم نمود.
به همین جهت در انتشار این مطلب تاخیری پیش آمد که بدین وسیله از شما خواهران و برادران عزیز پوزش میطلبیم.

انشالله موفق باشید
مدیر گروه

نظرات مطلب
  1. صابر نوروزی

    علی جان دلم برایت خلی تنگ شده. روزی که برای آموزش تخصصی اولیه در مهر 74 از رشت سوار اتوبوس شدیم هیچکدام را نمی شناختم وقتی به تو نگاه میکردم بمن لبخند می زدی و دوستیمان پا گرفت ....تو با همه فرق داشتی

  2. وبلاگ کتابخانه تخصصی دفاع مقدس استان همدان با موضوع معرفی شهید محمود شهبازی به روز شده و منتظر حضور و نظر شما می باشد .

    http://ktd-hamedan.blogfa.com

    به گزینی از کتاب :
    به همه سر زد حلالیت خواست . حتی فامیل های دور ، آشناهای قدیمی .

    شب شده بود مرتب از سپاه با او تماس می گرفتند .

    به شوخی گفتم : باز هم همان حکایت همیشگی ؟ باز تکلیف ، باز جنگ ، باز جهاد ... ؟!

    گفت : « جهاد دری از درهای بهشت است که خدا آن را به روی دوستان خاص خود گشوده است » .

    ***
    سر تا پا غرق خون و گل بودیم .
    گفتم : ای کاش فرصت بود بر می گشتیم عقب تا با این وضعیت نماز نخوانیم .
    گفت : « امروز در کشاش نبرد آن چه در دل ها و سر زبان هاست عیان می شود » .
    و چرخید رو به قبله و ادامه داد :
    بوی نماز عاشورای مولا رو میده ، هنوز محو قد قامت او بودم که به تعظیم بندگی رکوع کرد .
    نهج البلاغه خطبه 124 – برگرفته از روایت هم رزم شهید


    التماس دعا

  3. ح-ر

    باعرض خسته نباشید خدمت خادم الشهداء وهمه دوستان رزمنده خاطرهای از شهید بزرگوار صیادی روز تشیع پیکر این شهیدبراتون نوشتم معلومه سرتون خیلی شلوغه خدابه شمااجر بده که ذکر شهدا رو باذکر خاطران اون عزیزان به یاد ما غفلت زدها می آرید (یاعلی)


















    • سلام با تشکر
      انشالله در خاطره دیگری از متنتون استفاده خواهیم کرد

  4. شهیده

    سلام برادر بزرگوار ، همرزم شهید صیادی ، منتظر خاطرات شما در مورد این شهید بزرگوار هستیم

  5. همرزم شهید ح.ر

    باتشکر از خادم الشهداء این حقیر با دیدن وبلاگ شهید صیادی یاد خاطره ای که با این شهید بزرگوار در سال 75 در کردستان (منطقه عملیاتی سقز )بودیم افتادم در یک راهپیمایی تاکتیکی که داشتیم یکی از بچه ها که مشکل قلبی داشت ونمی تونست راه بره شهید صیادی با نهایت بزرگی ضمن بدست گرفتن تجهیزات ووسایل اون رزمنده تا خود پادگان همراه وهم پای اون رزمنده اومد درحالی که خیلی از بجه ها عقب بود اما با بزرگواری تمام وبدون هیچ تقاظایی درس بزرگی وایثار به همه دادبقول اون عزیز امر به معروف وبا عملش نشون داد اگر خواستین مطالب وخاطرات بعدی روهم برا شمادر مورد این شهید در آینده براتون میفرستم

  6. شهید مهدی مولانیا

    لَیسَتِ العِفَّةُ بِما نِعَةٍ رِزقا وَلاَ الحِرصُ بِجالِبٍ فَضلاً وَإِنَّ الرِّزقَ مَقسومٌ وَالجَلَ مَحتومٌ وَاستِعمالَ الحِرصِ طالِبُ المَآثِمِ؛
    نه خوددارى از حرام و ناپسند، مانع روزى مى شود و نه حرص روزىِ بیشتر مى آورد، كه روزى تقسیم شده و اجل حتمى است و حرص به سوى گناه مى كشد.

  7. اندیشه

    آری وقتی روح انسانی بزرگ و بزرگتر می شود و به کمال نیز نزدیکتر می گردد ، این دنیای فانی دیگر تحمل چنین فرد آسمانی را ندارد و زمین احساس سنگینی می کند و او را تحویل ملکوت اعلا می دهد چرا که تمامی اشرف مخلوقات اصل جایگاهش آنجاست.

    سلام تشکر از شماخانم شهیده ....
    اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم
    التماس دعا..............

  8. سرباز گمنام

    سلام حاجی از شما بعید خستگی اگر خسته جانی بگو یا علی در ضمن خیلی خاطره قشنگی بود

  9. شهید مهدی مولانیا

    کایت می کنند که دو نفر بر سر قطعه ای زمین نزاع می کردند و هر یک می گفت : این زمین از آن من است.
    نزد حضرت عیسی رفتند. حضرت فرمود : اما زمین چیز دیگری می گوید.
    گفتند : چه می گوید ؟
    گفت : می گوید هر دو از آن منند.

  10. حمید-خادم الشهدا

    شهید مهدی زین الدین:

    هرگاه شب جمعه شهدا را یاد کردید آنها شمارا نزد اباعبدالله یاد میکنند.

  11. حمید-خادم الشهدا

    دشمن ما وابسته به سلاح‌های جور واجوری است كه به قیمت نوكری اش به او داده‌اند، اما مؤ‌من وابسته نیست. هر نوع وابستگی مؤ‌من را از وصول به حق باز می‌دارد و همچون غل و زنجیری كه بر دست و پای زندانیان می بستند، او را به زمین می‌چسباند و قدرت قیام را از او می‌گیرد. مؤ‌من اگر وابستگی داشته باشد نمی تواند قیام كند و عصر ما عصر قیام است.

    سید شهیدان اهل قلم مرتضی آوینی. . .

  12. حمید-خادم الشهدا

    خدایا اگر می‌دانیــــ کهــ عاشقتــــ شده‌امــــ،

    مرا به سویــــ خود فراخوان

    و الّا مـــرا رشد بدهـــ

    و توفیقــــ تکــــامل الی‌الله نصیبم کنــــ

    تا لایقـــــ شهادتـــ گردمـــــ. . .

  13. حمید-خادم الشهدا

    با حاج احمد متوسلیان کار داشتیم

    رفتیم اتاق فرماندهی ، اما نبود

    یادمون افتاد که روز چهارشنبه است و وقت نظافت

    رفتم طرف دستشوئی ها

    آنجا بود و در حال شست و شو

    رفتم سطل رو ازش بگیرم اما نداد

    گفتم: شما چرا حاجی؟!

    همین طور که کار می کرد ، گفت:

    یادت باشه ! فرمانده موقع جنگ برادر بزرگتر همه حساب میشه

    اما در بقیه ی مواقع ، کوچک ترین و حقیرترین برادر اون ها...

  14. رهگیر

    به مدیران وخدمتگزاران نظام :مبادادرخانه ای محکم ومستحکم زندگی کنیدودرگوشه ای دیگرازشهرخانه های خشتی وسست درمقابل تندبادهای زندگی وجود داشته باشدومباداازکم کاری شماانسانهای دچارزجروسختی شوندکه دراین صورت وای برشمابادوپیام اخربه کارگزاران ومدیران نظام:نکندلحظه ای درولایت شک کنیدوحضرت امام خامنه ای راتنها بگذاریدکه هرچه داریم ازولایت است. (قسمتی ازدل نوشته های شهیدمجتبی بابایی زاده)

  15. mohammad javad

    ما که قید اون یادگاری رو زدیم(طراحی عکس شهدای صابرین)ولی درکل قضیه چی بود چی شد؟

  16. mohammad javad

    چرا شهید کمیل صفری یک درجه بالاتر از شهید محرابی بود؟این چیزی که من شنیدم اینجوری بود:شهید صفری همراه گروهی که شهید محمد محرابی عضو اون نبود تو درگیری با پژاک که مدتی قبل از شهادتش بود یه قله رو فتح میکنن و درجه تشویقی میگیرن

  17. تواب

    سلام

    السلام علیک یا شهدا و سیدالشهدا ....

    خیلی خیلی سپاس از خانم شهیده .... لحظه لحظه با خوندن ش یاد لحظات لذت بخش در محضر خانواده شهید بودن افتادم ... چه زود گذشت ولی اثرگزار بود ... سلام خدا بر شهید صیادی و همرزمان ش

    همگی این شهیدان نمونه های والایی از شهدای دیروز انقلاب و دفاع مقدس هستند که راه اونها رو با تمام قدرت ادامه میدن
    واقعا واقعا واقعا سخته ادامه دادن این راهی که ما در این سال و زمان و مکان توش هستیم ... هرجا میری حرفی هست و حدیثی علیه اعتقاداتمون و چه خوب فرمودند امام خامنه ای که این نسل الان نه تنها از گذشتگان شون کم ندارند بلکه جلوتر هم هستند ...

    ممنون ممنون ممنون

    یا حق

  18. حمید-خادم الشهدا

    یه دوست اینو برام اسمس کرد

    حیف م اومد براتون نزارم:
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    بسم رب الشهداء
    در محضر عشق امتحان میدادید
    گویی ک به خاک آسمان میدادید
    ای شهره ی آسمان هفتمــــ چ غریبــ
    آن شب ب دل جاسوسان جان میدادید

    التماس دعا. . . :-(

  19. apoptosis

    سلام. واقعا عالیــــــ بود. خیلی مچکر. ):

  20. حمید-خادم الشهدا

    فعلا نــه دیگه

    ولی میامـــ

    تو که خودت میدونی چقدر. . . !

    میام ایشالاـــــــــــــــــــ

  21. حمید-خادم الشهدا

    یه سوال:

    شهید صفری تبار و محرابی پناه مگه با هم نبودند از اول ورود به سپاه ؟

    حالا چرا یکی ستوان یکم

    دیگری ستوان دوم

    خب وقت شهادت یه درجه اضافه میدن
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    اینم بگم درجه اهمیت نداره
    اینا بالاترین درجه رو کسب کردن

    به قول مرحوم آیت الله مجتهدی:اگر پیش خدا سرتیپ بودی شرطه که اینا هستند
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    فقط محض کنجکاوی !

    • نمیدونم آقا حمید

      من مدتهاست که نمیدونم!

      آخرشم نفهمیدم اومدی یا نه؟

  22. حمید-خادم الشهدا

    یه انتقاد با اجازه :

    شما یه عیب دارید..اینکه یهو تو یه هفته چنتا پست میزارید بعدش میرید تا چند وقت

    بهتر نیست اگه چنتا پست اماده دارید

    4 روز یک بار آپ کنید ؟
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    مگر برنامه کاریتون اینطور باشه ؟

    • نه برادر اینجوری نیست
      یک وقت حال داریم کار نداریم
      یک وقت کار داریم حال نداریم
      یک وقت حال داریم کار داریم وقت نداریم
      یک وقت حال داریم وقت نداریم کار داریم
      برو تا تمام احتمالات دیگه :-))

فرم ارسال نظر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

شهادت هنر مردان خداست.

درباره سایت
آخرین عناوین
امکانات سایت