تبلیغات
.

.
 

بانام خدا

امروز جمعه خداوند توفیق داد بر سر مزار دوتن از شهدای یگان ویژه صابرین که به تازگی با هم همسایه شدند رفتیم

جای همه شما عزیزان خالی بود .

اما دعوت می کنیم از شما عزیزان که درصورت سکونت در تهران یا سفر به تهران برسرمزار این شهیدان عزیز حضور بهم برسانید.

مزار شهیدان شهرام زلفی که خونش با خاک و مردم عزیز سیستان درهم آمیخته شد و مزار شهید مهدی حسین پور که به جهت حفظ آمادگی و در راستای سربازی میهن ، درحین آموزش چتربازی به دلیل نقص فنی چترخود به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

قطعه 50 شماره 14 ردیف 114 و 113

روحشان شاد یادشان پر ره رو باد

 





طبقه بندی: شهید مهدی حسین پور،  شهید شهرام زلفی، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 بهمن 1392 توسط گروه کمال
بانام خدا

عید سعید نوروز رو به همه شما هموطنان عزیز تبریک عرض می نمائیم
بطور کلی نوروز عید سعید هست و امسال مهمتر و پر برکت تر؛
براساس روایات :
*ظهور حضرت مهدی از نوروز آغاز می شود .
*امام صادق(علیه السلام) فرمود: (نوروز, روزى است که خداوند از بندگانش پیمان هایى گرفت که تنها خداى یکتا را بپرستند, و براى او همتا قرار ندهند, و ایمان به رسولان و حجت هاى خدا و امامان(علیه السلام) بیاورند.
*نوروز روزى است که کشتى نوح(علیه السلام) بر کوه جودى نشست...)
*امام صادق فرمودند: (نوروز همان روزى است که ابراهیم خلیل(علیه السلام) بت هاى قومش را ـ که در آن روز براى شرکت در مراسم جشن از شهر خارج شده بودند ـ شکست.
* نوروز روزی هست که پیامبر(ص), على(علیه السلام) را بر دوش خود گرفت, تا على(علیه السلام) بت هاى قریش را از بالاى خانه کعبه فرو ریزد.
* و از معصوم روایت داریم : هیچ نوروزى بر ما نمى گذرد, مگر این که ما در آن روز امید فرج قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را داریم, زیرا آن روز, از روزهاى ما و از روزهاى شیعیان ما است .


و بسیاری دیگر از روایات و چه خوش بخت هستیم امسال به تبرک شدن روزها اول سالمان با نام زهرا اطهر که این پاسداشت انشاء الله مبارک و میمون است.
سالی همراه با نزدیکی به پروردگار و کنیزالله فاطمة الزهرا (سلام الله علیها) را برای شما عزیزان آرزو می کنیم.

والسلام
مدیریت گروه کمال





نوشته شده در تاریخ جمعه 1 فروردین 1393 توسط گروه کمال

بسم رب الزهرا (س)

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)

    ضمن عرض ادب خدمت شما خوانندگان محترم وبلاگ شهیدان صابرین و امروز یادی می کنیم از شهید محمد محرابی پناه ؛ بدین منظور با همسر محترمه ایشان مصاحبه ای نمودیم که خدمت شما عزیزان تقدیم می کنیم.

لیکن پیش از شروع مطلب امروز خدمت شما عزیزان عرض می کنیم که به امید خداوند متعال بزودی فعالیت های این وبلاگ بصورت گسترده تر و بهتری خواهد شد و مطالب مهمی را هم خدمت شما عزیزان ارائه می نمائیم . البته به کمک تک تک شما بزرگواران در اشاعه و تبلیغ مطالب این وبلاگ نیازمندیم.


مقدمه

بنابه فرمایشات ائمه و همه بزرگان اسلام ، انسان در دنیا حکم یک تاجر را دارد ، انسانی که در کودکی علم تجارت را بیاموزد ، در نوجوانی تجارت کند و با درس آموزی از اشتباهات خود تا اوایل جوانی قدرت تجارت درست را پیدا کند و سپس بصورت حرفه ای تجارت کند انسان موفقی در دو دنیا خواهد بود. 

تاجر خوب مفهوم تجارت را ابتدا یاد می گیرد سپس با سماجت به تجارت می پردازد و فرصتی را ازدست نمی دهد ؛ تاجر خوب به موقع هزینه می کند ، تهدید ها را به فرصت تبدیل می کند به سرعت و هدفمند تجارت می کند . یک تاجر خوب تنها بر روی یک محصول تجارت نمی کند بلکه در تجارت خود تنوع نیز قائل است .

بهترین تجارت کسب حلال همراه با پیشرفت در مسائل اعتقادی و نزدیک شدن به خداست. شهید محمد محرابی نیز یکی از این تجار موفق بودند.

وقتی آدم به فرایند زندگی ایشون فکر می کنه و می بینه که چطور در طی دوران کوتاه جوانی به درجه ای از قرب الی الله رسیدند که علما توی 100 سال شاید برسن از این ماجرا متحیر می ماند.

شهید محمد محرابی در نوجوانی خدایی شد ، در جوانی کسب حلالی را در سپاه برای خود برپا نمود و پس از مدتی نیز دین خود را کامل کرد و با یک معامله بسیار خاص توانست به خدای خود برسد ! و البته بر اساس اعتقادات مذهبی شیعه ، شهید بعد از ظهور مجددا رجعت می نماید و به سربازی در ستون سربازان مهدی فاطمه (عج) در خواهد آمد .

به حقیقت این تاجر و این معامله متحیر کننده است! و از خدا می خواهیم به عمر و زندگی بی ارزش ما نیز تفضلی عنایت نماید تا ما هم بتوانیم راه این تجـّـــار ماهر را ادامه دهیم .     ان شاء الله

خاطرات:

چند ماه پیش از شهادت شهید محرابی پناه ایشان به جهت تکمیل دین خود ازدواج کردند و توانستند با خانم محترمه ای ، مهمترین گام های زندگی خود را در نزدیکی به خداوند بردارند. همسر شهید با اینکه مدت زیادی رو با شهید سپری ننمودند لیکن مطالب قابل توجهی از این تاجر خداجو بیان نمودند که دقت در این مطالب بسیار راهگشا خواهد بود.

همسر شهید بیان می کنند : ..... من زمان زیادی با آقامحمد زندگی نکردم ولی در این زمان کم نیز همواره شاهد علاقه شدید ایشان به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) بودم و البته نتیجه شدت ارادت ایشان این بود که پیکر شهید محرابی نیز مشابه خانوم فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) مضروب شد به طوری که همرزمان می گفتند : ایشان از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله (یا ترکش) قرار گرفتند و این همان چیزی بود که همواره شهید آرزویش را داشت!

یک مورد دیگه از عمق ارادت این شهید به حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) این بود که قبل از تشییع و تدفین پیکر آقامحمد جمعی از دوستان و همکاران ایشان کنار پیکرشهید در سردخانه حاضر شدند و به نیت شهید زیارت عاشورایی را قرائت نمودند . سپس بخاطر علاقه بسیار آقا محمد به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) قرار شد چند دقیقه ای هم روضه حضرت زهرا (سلام الله علیها ) را بخوانند که در اواخر آن روضه یکی از دوستان آقا محمد از شهید خواست که یک نشونه ای را از رضایت خود در مورد این روضه نشان بدهند و بعد از این که تابوت شهید را کنار زدند دیدند که از چشم راست شهید محمد محرابی پناه اشک جاری شده است !

ذکر لبها وقتی که یا زهرا میشد ............. همه گره هامون وامیشد همه گره هامون وامیشد ...

البته این معجزه از این تاجر چیز عجیبی نیست ولی این موضوع نشان دهنده حقانیّت شهدای صابرین و این شهید والا مقام است و همچین این مطلب را می فهمیم که : این ماجرا بصورت اتفاقی ، لحظه ای و بدون پیشینه قرب و ارادت به حضرت زهرا(سلام الله علیها ) توسط شهید بوجود نیامده !  و وای بر آن کسی که این معجزات را می خواند ولی به این شهدا در همین وبلاگ بی احترامی هم می کند !!! (فیلم این معجزه و شهادت شاهدان این موضوع نیز موجود است)

همسر شهید در ادامه بیان کردند : ... از وقتی که مراسم تشییع شهید شروع شد تا موقعی که قرار بود برای آخرین بار آقا محمد را ببینم برایم خیلی سخت گذشت که انگار این 3-4 ساعت داشت 300-400 سال می گذشت! درک شهادت ایشون در این سن برایم سخت بود و تازه متوجه حرف های روزهای آخر آقا محمد شدم .

به همین جهت رفتم سراغ پیامک هایی که آقامحمد چند روز قبل از شهادتش برایم فرستاده بود ؛ در یکی از پیام هاشون برایم آرزوی آینده ای درخشان کرده بودند و ازمن خواسته بودند برایشان آرزوی شهادت بکنم و... !

در تماس های تلفنی که یک روز قبل از شهادتشون با من داشتن هم گفتن : ... به همه سلام برسون و منو برای همیشه حلال کن و ببخش که همیشه چشم انتظار من بودی و کلی آرزوی خوب برایم کرد ... !

در آخر تماس چون من به فال حافظ اعتقاد زیادی دارم شهید ازم خواست براشون فال حافظی هم بگیرم که من هم با خلوص نیت فال را باز کردم.

وقتی شروع به خواندن فال کردم نمیدونم چرا ، ولی حال عجیبی پیدا کردم و ناگهان شروع به گریه کردم ... اما فال را برای محمد نفرستادم!

آقامحمد پیام دادن که : من منتظرم و من هم مجبور شدم فال را برای آقا محمد بفرستم که مفهومش این بود :

" عاشق هستی ، اراده خود را قوی کن و اگر به یاد خدا باشی به آنچه که می خواهی میرسی  "

بعد از آن جوابی از طرف محمد نیامد !      بهش پیامک دادم و گفتم که چی شد ؟ شهید محرابی پیامک داد : خانم عالیه! همونیه که من می خواستم و دیگر چیزی هم نگفت... !


آقا محمد از همان اول که وارد صابرین شد ، اغلب ماموریت هاشون 15 روزه بود ، آخرین بار که داشت می رفت بهشون گفتم: آقامحمد کی میایی خونه و همدیگر رو می بینیم ؟ شهید با مکث کوتاه و همراه با تبسم گفت : این سری 20 روزه پیشتم ...!

و البته آقا محمد در گفته اش صادق بود و بیست روز بعد هم آمد ! اما روز بیستم ، با پیکری بی جان و آغشته به خون همدیگر را دیدیم ...

بنده به نوبه ی خودم میگم : شهادت آقا محمد منو خیلی عوض کرد و خیلی ها بهم گفتن تصمیم دارن بخاطر شهید عوض بشن و از شهید برای این موضوع کمک خواستن...

خیلی ها هم حاجت خود را از محمد گرفتن و می گیرن ...

گاهی وقت ها که دلم برایش تنگ می شود و سر مزار شهید می روم می بینم افرادی برسر مزار نشسته اند و گریه می کنند و من برای اینکه خلوت آنها را با شهید بهم نزنم جلو نمی روم ...

اوایل شهادت شهید حال روحیم اصلا خوب نبود ؛ الان هم بعضی وقتها آقا محمد رو کنارخودم حس می کنم ...

شهید همیشه در خواب ها بهم می گفتند : آروم و صبور باش!

برخی خواب ها هم که تعبیر شد فهمیدم و واقعا به این رسیدم که آقا محمد کنار ما حضور داره و صحبت هایی که شهید در خواب با من دارن واقعا تسلی بخش بوده و هست.

قبل شهادت آقا محمد یه روز که داخل ماشین بودیم حین رانندگی دیدم دعایی رو داره زیر لب زمزمه می کنه ، گفتم: خب بلند بخون منم متوجه بشم ... که ازداخل کیفش دعای جلیل الجبار را بیرون آورد و بهم گفت : این برای تو باشه ، هروقت خوندی یاد منم باش. و بعد بلند تر شروع به خوندن دعا کرد ... الانم هر وقت اون دعا رو می خونم ناخوداگاه صدای آقا محمد به گوشم میرسه که انگار ایشون می خونن و من تکرار می کنم .  یادش بخیر!

بهترین ها همیشه می مانند، شاید در دید نباشند ، ولی در دل ماندگارند.


شادی روح شهدا صلوات

-----------------------------------------

تهیه و تنظیم :

همسر محترم شهید محرابی پناه
گروه کمال
خادمة الشهدا (شهیده)






طبقه بندی: شهید محمد محرابی پناه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اسفند 1392 توسط خادمة الشهدا (شهیده)
بانام خدا

وفات پدر بزرگوار شهید حسین رضایی را خدمت خانواده محترم شهید و همسر بزرگوار، صبور و مکرمه شهید رضایی تسلیت عرض 
می کنیم 

شادی روح ایشان و فرزند بزرگوارشان فاتحه ای قرائت بفرمایید






طبقه بندی: شهید حسین رضایی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 اسفند 1392 توسط گروه کمال
(تعداد کل صفحات:50)      1   2   3   4   5   6   7   ...